صفحه اینستاگرام ما را دنبال کنید      پیام رسان های ما در فضای مجازی      به ما ایمیل بزنید      نشانی ما      تماس با ما

۱۳:۲۶ دوشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۱


مقالات تخصصی

نقد و بررسی رفتار درمانی (قسمت 2)
مازیار صفاریان طوسی
دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی
دانشگاه شهید بهشتی

مازیار صفاریان طوسی

در بخش دوم انتقادات مساله ای که مانع بزرگی برای بررسی دقیق ماست این است بیشتر تحقیقات و مقالات جدید اثر بخشی درمان های موج دوم و سوم رفتار درمانی را مورد بررسی قرار میدهند.
در بخش دوم انتقاد ها یعنی شواهد تجربی در جدید ترین مقالات روز شاهد این هستیم که حتی درمان های موج دوم رفتاردرمانی در درمان اختلالات اضطرابی به خوبی درمان های روانپویشی نیستند.اما از آن طرف مؤسسه مطالعات و درمان شناختی بک در سال ۴۹۹۱ به عنوان مرکز اصلی شناخت درمانی در دانشگاه پنسیلوانیا شروع به کار کرد. امروزه پژوهش‌های‌ بسیاری برای بررسی کارائی این روش درمانی به عنوان درمان اولیه یا کمکی اختلالاتی نظیراسکیزوفرنیا،اختلالات دو قطبی،افسردگی منجر به بستری،درد مزمن، PTSD ،وسواس و اجبار و مشکلات ارتباطی انجام گرفته است.
در رفتار درمانی درمانگر حکم یک آزمایشگر را هم دارد و رویکردکنترل شده ی مشخص دارد. همین نکته باعث شده که تحقیقات انجام شده در مورد نتیجه ی رفتار درمانی و درمان های شناختی-رفتاری بیش از هر روش انجام شده ی دیگری است. نتیجه ی درمان های رفتاری بر اختلالات کودکان و نوجوانان موثر تر از هر روش دیگری است. اما ماندگاری این تغییرات زیر سوال است و احتمال عود مجدد در درمان های رفتاری بالاست.
روانکاوان معتقدند که رفتار درمانگران رفتاری به تغییرات کوتاه مدت دلمشغول است و معتقدند وقتی بررسی نتایج کنترل شده باشد این نتایج رنگ میبازند و اگرچه رفتار درمانی از درمان های دیگر نیز ارزان تر است اما برای کژکاری های کلان مثل اختلالات شخصیت کاربرد چندانی ندارد.
میدانیم که زندگی روزمره ی نوین نیازمند این است که مشکلات انسان ها سریع تر بر طرف بشوند.یعنی بینش صرف دیگر برای انسان کنونی ارزشی ندارد.وی میخواهد بداند باید چه بکند تا رفتارشش عوض بشود.
حتی رویکرد هایی با بافت فلسفی مانند وجود گرایی هم پس از عبور از مرگ و آزادی، تنهایی،وقتی به مفهوم پوچی میرسند نمیتواند تکلیف های رشدی مناسب را جهت جلوگیری از این احساس پوچی نادیده بگیرد و این یعنی تاثیر رفتار! ولی آیا تغییر رفتار به تنهایی کافی است؟چرا رویکرد های نوین رفتار گرایی روز به روز به روز به روانپویشی نزدیک تر میشوند به حدی که در موج سوم آن حتی احساسات منفی هم اعتبار دارند و سعی در تغییر آن ها نداریم؟چرا طرحواره درمانی و درمان دیالیکتیک روز به روز بیشتر از ریشه های رفتاری خود فاصله میگیرند ؟ چرا در بسیاری از موارد نمیتوان رفتار را مستقیما تغییر داد؟
احتمالا جواب سوالات بالا در دسته ی سوم انتقادات یافت میشود.
بروس اکر در کتاب باز گشایی مغز احساسی تاکید میکند که انسان ها اساسا موجوداتی با احساسات متضاد نسبت به یک موضوع اند پس صرف تغییر رفتار و بینش ما نسبت به آن نمیتواند باعث شود که رفتار ما پایدار بماند.بر عکس حیوانات که زنجیره ی تداعی های آنان در سیستم عصبی مغز آن ها بسیار ساده و خطی است ولی زنجیره ی تداعی مغز انسان ها بسیار پیچیده و شبکه ای است.شبکه هایی که بسیاری از آ ها در روابط ما شکل گرفته اند و برای درمان نیازمند دوباره تجربه کردن روابط خود در قالب درمان هستند که این درمان بر پیام رسان های ثانوی و پروتئین سازی های مغز تاثیر دارد.
در واقع انسان یک حیوان معنی ساز است و این معنا ها از دل ارتباطات است که بیرون می آید و ما خارج از بافت روابطی که فرد تجربه کرده است و در حافظه ی ضمنی وی نهادینه شده است نمیتوانیم انتظار تغیر پایداری داشته باشم.انسان ها بر عکس حیوانات که فقط به علایم توجه میکنند به سمبل ها هم نیز توجه زیادی دارند.برفرض که ترس فردی را از عنکبوت برطرف کنیم آیا خاطره ی این فرد از مادر کنترل گرش که مانند عنکبوت او را در تار انتظاراتش به دام انداخته هم درمان کرده ایم؟ آیا این ترس از عنکبوت در حیطه ی دیگری نمایان نمیشود؟ هچنین تغییر رفتار به صورت مستقیم معمولا باعث مقاومت مراجع میشود و مانع بزرگی در برابر فرایند درمان ایجاد میکند.
همچنین این نکته را باید دانست که ناهنجاری ها ی محیط و اثرات مخرب آنها معمولا صریح و بارز نیست ،بلکه نامریی و مرموز است.نکته قابل ذکر دیگر این است که عوامل سخت و نابهنجار محیط معمولا یکی دو تا نیست و ترکیبی است از عوامل در هم پیچیده.پس تقلیل آن به یک یا دو عامل بر انگیزاننده و اقدام درمانی از دریچه ی آن ها به نظر نمی آید که مفید باشد.
با توجه مباحث گفته شده با احترام کامل به رفتار درمانی احتمالا رویکرد دیگری را برای درمان مناسب بدانم.هرچند که تکنیک های آن میتواند در بسیاری از اوقات کارساز باشد اما فلسفه ی کلی آن بر خلاف یافته های جدید علمی است و ترجیح میدهم از رفتار درمانی به عنوان درمان کمکی و مکمل درمان پویشی استفاده کنم.ضمن اینکه رفتار درمانی و خصوصا تکنیک های آن همپوشی بالایی با دیگر روش های موثر درمان دارد که نمیتوان از آن چشم پوشی کرد.


آدرس: بلوار پیروزی بین میدان هنرستان و پیروزی ۴۶ ساختمان ارم طبقه اول مرکز روانشناسی و مشاوره چیستای زندگی

احتراما به استحضار می رساند مركز مشاوره چیستاي زندگی از ساعت 14:00 الی 20:30 پذیرای مراجعین عزیز خواهد بود.

 

تلفن: 38825254 051
موبایل: 09020129954

 

بازدید امروز: 24
بازدید دیروز: 71
بازدید کل: 21776